پیدایِ پنهان

من میشم همون کوچولوی نابغه

چهارشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۴، ۱۰:۰۹ ب.ظ

یادم میاد وقتی خیلی کوچولو بودم یکی از عمو هام به نام "عمو احمد" هروقت منو میدید یه چیزی میگفت...

انگشت شست و اشاره اش رو به هم خیلی نزدیک میکرد تا یه فضای کوچولو به وجود بیاد و میگفت:خودش این قده.......

بعد دستاشو خیلی از هم باز میکرذ  و میگفت عقلش اییییییییین قد:D

 امشب یهویی یاد این ماجرا افتادم وقتی که یادم رفته بود چقدر توانمندم و خیلی ها منو قبول دارند ......

اصن از "خیلی ها " بگذریم خودم این "خودمم" که باید به خودم یاد آوری کنم چقدر توانمندم....

خودم جان لطفن خودت رو قبول داشته باش...

+امروز یاد این هم افتادم که بعضی وقتا خودم خودم رو دلداری بدم........آخ چه کیفی میده :B

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۲۲
خانوم کوچولو

نظرات  (۱)

سلام دوست عزیزم.
ممنون که میای.حضورت خوشحالم کرد.
گاهی دلداری دادن خودمون بهترین حس دنیاست و خیلی مزه میده.
موفق باشی گلم.
پاسخ:
ممنون از حضورت آوای عزیز

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی