پیدایِ پنهان

امروز چه طور گذشت

سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲ ق.ظ

امروز روز خوبی بود در کل

من دیشب بعد از نوشتن اون پست خوابیدم و با وجود اینکه 2 تا آلارم کوک کرده بودم ولی بیدار نشدم و حتی برای نماز هم خواب موندم

چقدر بد!!!!

بعد برای کلاسم که ساعت 10 بود ساعت 9 و 20 دقیقه از خواب بیدار شدم و خیلی سریع آماده شدم که برم دانشگاه که توی پارکینگ آقای الف رو 

دیدم و اون لحظه از دیدنش خیلی تعجب کردم و خوشحال شدم 

و بعد هم منو رسوندند دانشگاه و سر کلاس هم خیلی کلاس مسخره ای بود و اون ساعتم هرطور بود گذشت و بعدش هم  رفتم کلاس حل تمرین و 

بعدش هم که ساعت بیکاری من بود که بعد از زدن سفارش ها و یکمی درس خوندن و اندکی فیلم شهرزاد دیدن رفتم سر کلاس و بعدش هم با الف 

رفتیم آبمیوه سجاد و بعدشم اومدیم خونه ما و بعدشم من الان فهمیدم که برای انجام پروژه ام حتما باید برم فردا صبح دانشگاه و فیلم ها رو دانلود کنم 

که ببینم و بعدم حتما همونجا بمونم و پروژه مو انجام بدم.فردا کلاس سه تار دارم و خیلی خوشحالم و اصلن هم عصبانی نیستم

و الان دارم دروغ میگم

چون خیلی عصبانی هستم و دستام داره میلرزه و کلی گریه کردم و قرآن خوندمو و دعا خوندم و نمیخوام الکی دعوا راه بیفته ولی  واقعا گنجایشم داره پر میشه

و خیلی عصبانیم از دست اون آشغال

خیلی منو حرص میده عوضی گهههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه شتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۲/۲۱
خانوم کوچولو

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی